وقتی دختران رودان بیرق انقلاب را محکم نگه داشته اند
وقتی مسیرم تغییر کرد و به سمت محله گلستان رفتم آنجا هم چند دختر نوجوان که برخی ها شان همراه مادرانشان پرچم به دست خود به سمت میدان امام خمینی حرکت می کردند را دیدم، خیلی غبطه خوردم و عین حال به خودم بالیدم که در این رودان شهر مردمان ولایت مدار که تا اینجای جنگ رمضان ۲۳ شهید را تقدیم نظام کرده است دختران نوجوانش که اغلب تازه ۱۵ سال را رد کرده اند بیرق انقلاب اسلامی را محکم نگه داشته اند.
اگر چه هر شب در میدان شهر شاهد حضور پرشور آنها و همراهی همیشگی شان با نواهای حماسی و بیعت با رهبر انقلاب و در عین حال انتقام و خونهایی رهبر شهید بودم اما برایم جالب بودم که آنها چگونه از سرمای اسفند تا گرمای خرداد بیش از ۹۰ شب را پیاده آمده و رفته اند. اینجاست که این حضور و عزت و افتخار را جز جوشش خون شهدای جنگ تحمیلی سوم نمی بینم. خون های پاکی که بدست شقی ترین انسان های کره خاکی مظلومان ریخته شد و خون کودکان معصوم مدرسه شجره طیبه میناب و کودکان بسیاری که در جای جای مهین اسلامی زیر آواره بمب های سهمگین دشمن جنایتکار تکه تکه شدند تا سند جنایت و مظلومیتی باشند و برای نسل های آینده و آیندگانی که بدانند ظالمان عالم چه ها کردند.
بی گمان دلم به سمت کودکان مظلوم غزه می روند و بی اختیار همان نماهنگ آه غزه بر لبم جاری می شود: ﻛﻮدک زار وزﻳﺮ آوار و ﭼﺸﺎش ﺗﺎر و وای ﻏﺰه ، ﻋﺮوﺳﻜﻬﺎ زﺧﻤﻰ و ﭘﺮﭘﺮ ،ﺧﻴﻠﻰ ﻫﺎ ﺑﻰ ﺳﺮ ، ﻣﺚ اﺻﻐﺮ وای ﻏﺰه ، ﻟﺎﻟﺎﻳﻰ ای ﻛﻮدک ﻏﺰه، ﻋﺰﻳﺰ دل ﻧﺎزک ﻏﺰه ، ﻟﺎﻟﺎﻟﺎﻟﺎ ﻟﺎﻟﺎﻟﺎﻟﺎ ﻟﺎﻟﺎﻳﻰ، دﺳﺘﻪ دﺳﺘﻪ از ﻫﺮ ﻃﺮف ﻣﻴﺎد ﺟﻨﺎزه ، ﺧﻮن ﺷﺸﻤﺎﻫﻪ ﺗﻮی رﮔﻬﺎﻣﻮن ﻣﻴﺸﻪ ﺗﺎزه، ﻛﻮ اﺑﻮﻣﻬﺪی ﻛﻮ ﻋﻤﻮﻗﺎﺳﻢ، آه ﻏﺰه، ﺑﺨﻮن ﻟﺎﻟﺎ ﻛﻮدک ﻣﻦ ﺗﻮ ﺧﻮاب ﻧﺎزه ، ﻇﻠﻢ ﺑﻰ ﺣﺪ و ﺑﺎﻧﮓ اﺷﻬﺪ و اﻳﻦ ﺷﺪه آب و ﻧﻮن ﻏﺰه ، دﻟﺎ ﺑﻰ ﺗﺎﺑﻪ ، ﻗﺤﻄﻰ آﺑﻪ، ای ﺑﻰ وﻓﺎ ﺑﺎرون ﻏﺰه، ﻟﺎﻟﺎﻳﻰ ای ﻛﻮدک ﻏﺰه، ﻋﺰﻳﺰ دل ﻧﺎزک ﻏﺰه، ﻟﺎﻟﺎﻟﺎﻟﺎ ﻟﺎﻟﺎﻟﺎﻟﺎ ﻟﺎﻟﺎﻳﻰ …..

گروهی کوچک با قلب های بزرگ
سعی میکنم در خیابان فرعی منتهی به میدان امام خمینی ره پارک کنم تا خودم به مراسم برسانم هنوزم ۱۰ دقیقه ای ماند تا شروع بشود. صدای تلاوت دعای توسل از دور به گوش می رسد مردم هم از هر جای دیگر خود را به میدان می رسانند دیگر همه می دانند که میدان امام خمینی ره رودان قرار هر شب شان است نه فقط میدان مرکزی شهر، چیزی در گوشه میدان توجه ام را جلب می کنم چند دختر نوجوان که جدا از سایر کواکب فعال در میدان گوشه ایی دارند سهم شان را خیلی جهادی و گمنام ادعا می کنند از نوشتن پشت ماشین ها تا توزیع سربند حک کردند پرچم منهوص آمریکا و اسرائیل در کف پای بچه ها و رهگذران ، آنقدر از این گروه کوچک با قلب های بزرگ شان لذت بردم که نتوانستم با آنها هم کلام نشوم.
با یکی از آن بانوان محجبه حافظ انقلاب که خود فاطمه معرفی می‌کند صحبت می کنم و از او فعالیت هایشان را جویا می شوم و او می گوید: از روزی که تجمعات در میدان امام خمینی ره به راه افتاد عزم مان را برای مشارکت در این کار جرم کردیم و این گروه چند نفره برای ایفای نقش خود به راه انداختیم و تا به حال کارهایی مانند پرچم زدن کف کفش ها پرچم اسرائیل و آمریکا ، هدیه به دختران در روز ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها ، هدیه به برادران نیروی انتظامی در روز ولادت امام رضا علیه السلام، شابلون زدن روی شیشه خودرو ها با طرح های مختلف ازجمله تصاویر حضرت آقا و فعالیت در فضای مجازی با تولید محتوا برای تجمع شبانه و سخن رهبر و شهدا انجام داده ایم.

هدفمان پاسداری از خون رهبر شهید است
مریم یکی دیگر آن دختران انقلاب از اهداف شان می گوید و برایم تصریح می کند که بیعت با رهبر معظم انقلاب سید مجتبی خامنه ای و پاسداری از خون قائد شهید انقلاب و همه شهدای این جنگ تحمیلی موجب شده آنها هرگز میدان را در این شب ها رها نکنند.
او می گوید اگر چه همگی دانش آموز هستیم و در آستانه امتحانات
اما باز هم خود را موظف به حفظ جبهه میدان در مقابل دشمنان هستیم چرا که رهبر انقلاب فرمودند که این جبهه بسیار مهم است.
وی ادامه داد: اهمیت حفظ این سنگر همانطور که سید مجید موسوی هم گفته همان سوخت موشک هایی است که از اینجا بر قلب تل آویو فرود می آید از اینجا تمام پایگاه های آمریکای جنایتکار را در غرب آسیا به ویرانه ای تبدیل کرد.

دختری که میدان داری کرد
به آنها یک خدا قوت جانانه می گویم و از شان خداحافظی می‌کنم. مراسم با سرود ملی و همینطور صلوات خاصه حضرت امام رضا علیه السلام آغاز می شود. مجری می آید برنامه همچون شب های گذشته با شور حماسی مجری و نواهای حماسی اوج می گیرد ۲۰ دقیقه به همین منوال می گذرد که مجری از دختر نوجوانی به نام مائده برای قرائت دکلمه دعوت می کند بی تردید می شناسمش مائده یکی از همان نوجوانان کف میدان و همان گروه چند نفره بود. با صلابت صحنه را به دست می گیرد و با نام خدا و سلام و درود به روح رهبر شهید و دعا برای سلامتی رهبر انقلاب آغاز می کند: شهیدان باقری و رشید و حاجی زاده،سردار که تکبیر زنان در میدان ایستاده، گفتند بدانید که بسیار عیان است، این ها نفس آخر صهیون به جهان است،شمشیر به کف آیه ی فتحند دلیران ، آماده ی صد وعده ی صادق شده ایران
یا أيها الصهاينة وأمريكا، ليس لكم من مصير الا الشقاوة والهلاك. أنکم شياطين الظالمون في العالم. أما نحن، فنحن حزب الله، نحن ابنا علی ابن ابی طالب، نحن أمة أبا عبد الله الحسين، ونحن منتصرون في هذا الميدان لأن يد الله معنا.
بسم الله الرحمن الرحیم
وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی«در دلِ میدان، نه تیغِ ما، که تیغِ او کشی ، حکمِ «والله رمی» را، هر زمان او آفرید.
داریم می آییم به میدان بهراسید، آری بهراسید از ایران بهراسید، این بار چنان شخم زند دیو نماند، بر نقشه دگر نام تلاویو نماند ، خود را وسط معرکه محبوس ببینید، تا مردنتان یکسره کابوس ببینید، باید که بفهمی سر تسلیم نداریم، ما از تو و ارباب تو هم بیم نداریم، پا را ز حد خویش فراتر نهادی
شلیک به ایران چه غلط های زیادی، ای باند تبهکار بزن زور خودت را، با موشک خود حفر کنی گور خودت را، بر هم بزند حمله ما سرخوشیت را، پایان بدهد قصه کودک کشی ات را، تو ابن زیادی و سگ هار یزیدی، بیچاره نگهبان در کاخ سفیدی، آن کاخ که نزدیک شده صبح زوالش، فرقی نبود بین سگ زرد و شغالش بی دادگری های جهان ریشه اش آنجاست، ویران شود این کاخ که ویرانگر دنیاست، یک خون طلب ماست از این قوم ستمگر، یک روز می آییم به خونخواهی رهبر، هیهات که ما عزت خود را بفروشی،از خون سید علی مان چشم بپوشیم، سوگند به او مرهم این داغ تقاص است، با قاتل او حرفی اگر هست قصاص است، نه جای شتاب است نه هنگام درنگ است، سید مجتبی خامنه ای فاتح جنگ است، ما زنده تر از پیش به خون شهداییم، در معرکه ها لشکر این مرد خداییم، او اذن دهد در صف پیکار ردیفیم،لب تر کند امروز سحر قدس شریفیم
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم، در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم، ای خیبریان از شب پیکار بترسید، از زمزمه حیدر کرار بترسید
او آنقدر مسلط و مقتدرانه رجز خوانی کرد که قریب به دو هزار نفر جمعیت میخکوب محو آن دختر انقلابی بودند و در ادامه هم انگار سال هاست صحنه به دست است تمام میدان را به شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل فرا خواند و ای کاش بسیاری در این مملکت حتی زره ایی از این جسارت او را داشتند کمی از فداکاری و انقلابی گری همین گروه کوچک را چنته شان بود تا دشمن دیگر هرگز خیال تعرض به خاک مهین عزیزمان را نکند.